وقتی اسم تمرکز می آید آدم یادمرتاض های هندی و تخته پر میخ و ... می افتد.

مهمترین علتی که باعث می شود آدم ها به یک تمرکز فکر عالی دست پیدا نکنند، تعاریف نادرست آنها از مفهوم تمرکز حواس است. شاید اغلب شما عزیزان هم « تمرکز» را  فکر کردن به یک موضوع ویژه به طور مطلق می دانید؛ در حالی که چنین چیزی نه تنها برای شما که برای هیچ انسانی، در هیچ شرایطی ممکن نیست. زمانی که یک انسان می تواند چنین تمرکزی داشته باشد، حداکثر 3 الی 4 ثانیه است. پس اولین و ومهمترین قدم در راه افزایش تمرکز  ذهنی، تعریف درستی از تمرکز است.

تقریباً ذهن آدم ها شبیه یک سیستم ارتباطی بسیار پیچیده است که در هر لحظه پیامهای متعددی از محیط داخلی و خارجی بدن به آن مخابره می شود و پاسخ های متعددی برای هر پیام دریافتی صادر می شود. بسیاری از این مبادلات در حوزه ناخودآگاه ما صورت می گیرد؛ اما بعضی از این پیام ها وارد حوزه آگاهی ما می شود و ذهن ما را دچار تشویش و پراکندگی می کند و به این ترتیب گاهی درحالی که خیره خیره به کتاب نگاه می کنیم به زمان گذشته و آینده می رویم و یا در مکانی به گردش و سیروسیاحت می پردازیم. این پراکندگی حواس همان «حواسپرتی» خودمان یا عدم تمرکز است.