در دهه‌هاي اخير يادگيري از طريق همياري موضوع بحث داغي در آموزش شده است . معلمان دوره‌هاي ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان در حال تجربه كردن روش يادگيري از طريق همياري‌اند تا  سطح آموزش را در كلاس خود از لحاظ كمي و كيفي ارتقاء دهند.

در كلاسهاي همياري استفاده اسلوب مند و مكرر از گروههاي كوچك تأثيرمثبت عميق بر فضاي كلاس داشته است، كلاس تبديل به جامعه‌اي از يادگيرندگان شده كه به صورت فعال با هم كار مي‌كنند تا دانش ، صلاحيت و لذت…. دانش‌آموزان را بالا ببرند.

1


البته كار گروهي به خودي خود پايان بخش مشكلات مربوط به ادارة كلاس نيست، اما مي‌تواند مشكلات تازه‌اي را به بار بياورد، نظير توانايي

هنگام بايد براي حل اختلاف نظرها يا زماني كه دانش‌آموزان نمي‌توانند با تفاوتهاي همديگر كنار بيايند مداخله كرد، و حمايت از آنها براي انجام تكاليف در صورتي كه بخواهيم از كار گروهي بيشترين سود را ببريم، معلم بايد به دانش‌آموزان آموزش دهد تا در گروه كار كنند، به گفته‌هاي يكديگر گوش بسپارند، نظر خود را ابراز كنند، مسايل را به كمك همديگر حل كنند و يادگيري خود را به حداكثر برسانند. آنچه در زير مي‌آيد رهيافتهايي است در خصوص كار گروهي مؤثر كه افزودن آنرا به گنجينة راهبردهاي يادگيري از طريق همياري خود توصيه مي‌كنيم:

 

 

1 ـ تعامل بين دانش‌آموزان ضعيف و قوي در گروههاي كوچك همياري

يكي از جالبترين نكات در مورد گروههاي هميار انعطاف‌پذيري آنها مي‌باشد. براي مثال اگر معلم خواهان ناهمگوني، تدريس مجدد و يا انجام يك تكليف مشكل توسط قوي‌ترين دانش‌آموزان باشد گروههاي هميار مي‌توانند در اين مورد وي را ياري كنند. به هر حال در هر يك از اين گروهها وجود اختلاف نظر و ديدگاههاي متفاوت از طريق تشكيل گروههاي ناهمگون از نظر سن، جنس و زمينة دانش قبلي بايد مورد توجه و ترغيب قرارگيرد.

ضعيف‌ترين گروه، گروهي است كه اعضاي آن همه مثل هم فكر كنند. چرا كه آنها يك فعاليت وقت‌گير و پرمحتوي را در عرض چند دقيقه انجام مي‌دهند. براي حل بسياري از مسائل رياضي شما مي توانيد گروههايي را تشكيل دهيد كه اعضاي آن جنسيت، دانش ، توانايي و سطح اجتماعي، اقتصادي متفاوت داشته باشند. سپس متني را انتخاب كنيد كه پرمحتوا باشد تا زمينة بحث، تبادل نظر و ارائه نظريات متفاوت را فراهم كند. با اين كار مي‌توان تجربة همة اعضا را تقويت كرد. بسيار مفيد خواهد بود كه دانش‌آموزي كه رياضي‌را سريع درك مي‌كند با يك دانش‌آموز دير فهم به بحث بپردازد. شايد توضيح راه حل مسئله از دادن يك پاسخ صريح در قدم اول مفيدتر باشد. ثابت شده‌است كه گروههاي خوش‌تركيب در پذيرش تفاوتها بسيار قوي مي‌باشند و قدردان تفاوت‌ها نيز هستند.

2



2 ـ با پذيرش عقيده غالب تكليف عقايد ديگر چه مي‌شود؟ اگر گروهي به نتيجه نرسيد تكليف چيست؟

نكتةكليدي در مورد روش همياري حركت به سمت همرأيي است. مناسب‌ترين پاسخ در زمان فعلي اين است كه نظر هر يك از ما مي‌تواند مورد قبول واقع شود و همه مي‌توانند راجع به نظر خود توضيح دهند. گروهي كه وفاق ندارد نيز مي‌تواند تسليم رأي اقليت شود. راه‌ حل ديگر رأي‌گيري است كه فرصت ديگري را به هر عضو مي‌دهد تا موافقت يا مخالفت خود را اعلام كند.

در واقع براي هر گروه داشتن نظرات متفاوت و اندكي مخالف بسيار سودمند‌تر از زماني است كه اعضا سريع به توافق نظر مي‌رسند. اگر هر عضو سريعاً توافق خود را اعلام كند پس جريان تفكر و يادگيري چه مي‌شود؟ نقطة مقابل اين طرز تفكر هم غلط است يعني بر اين عقيده باشيم كه هر كس نظر خود را دارد و نيازي به بحث و تبادل نظر نمي‌باشد. روند حركت به سوي وفاق بسيار خوب است اما براحتي نمي‌توان به آن رسيد.

 

3 ـ آيا اعضاي گروه مي‌توانند عضوي را طرد كنند؟

3


شنيده شده است كه فردي  از اعضاي گروه به وسيلة رأي گيري يا توافق اعضاء كنار زده شده. من از اين جريان حمايت نمي‌كنم چون اينطور آموخته‌ام كه صبور باشم و به اعضاي گروه فرصتهاي بيشتري بدهم بلكه با هم به توافق برسند، راه حلهايي پيشنهاد كنند و با دانش آموزي كه تمايل چنداني به كار گروهي ندارد به مشورت بپردازيم و گروه‌ها را طوري عوض كنم كه عضو نامتجانس بين گروههاي مختلف تقسيم شود و بعنوان حربه آخر خود اقدام به اخراج  آن دانش‌آموز مي‌كنم و اجازه نمي‌دهم كه گروه با اين كار خود پايان ناخوشايندي را رقم بزند. به خاطر داشته باشيد كه كار فردي چيزي است كه دانش‌آموز بي‌ميل به دنبال آن است و غالباُ بدترين چيز براي آنهاست. اين افراد ناشي و گريزان هستند كه بيشتر از همه به همياري محتاجند. ما اغلب اتكاي‌ متقابل يا مسئوليت‌پذيري را در ابتدا افزايش مي‌دهيم و در مرتبة دوم مهارتهاي گروهي را آموزش مي‌دهيم و طوري بر آنها اثر مي‌گذاريم كه نبايد هرگز تسليم يك عضو گروه شوند. همچنين شايسته است به يك عضو كم كار و بي‌انگيزه اجازه ندهيم تأثير منفي بر نمرة گروه بگذارد. به اميد موافقت با گروه دردسر ساز صحبت كنيدو اگر شخصي را از گروه طرد مي‌كنيد اين كار را شخصاً و از روي منطق انجام دهيد.

 

4 چگونه مي توان فعاليتهاي همياري را طوري با برنامه درسي تلفيق كرد تا دانش آموزان مهارتهاي حل مسئلة گروهي را با موفقيت فرا گيرند ؟

4


در روش همياري كه مد نظر ماست بر تدريس مهارتهاي همياري نظير ارتباط ، رهبري ، اعتماد و رفتارهاي تضادآميز همزمان با كار گروهي تأكيد ميشود همچنين به گروه‌ها مهارتهاي شناختي نيز آموزش داده مي‌شود به ويژه در بحثهاي همياري يعني همانجايي كه دانش آموزان مي‌آموزند تا به بحثهاي تفكرآميز بپردازند. مهارتهاي حل مسئله يك قسمت از چيزي است كه ما به دو روش تدريس مي‌كنيم : مستقيماٌ يعني رديف كردن سه گزينه يا بيشتر و انتخاب مناسب‌ترين آنها و غيرمستقيم با واردكردن آنها به پاسخ گويي و چگونگي رسيدن به پاسخها . بكارگيري اين تدابير هشداري است براي ما، چون دانش‌آموزان در گروههاي همياري اگر به خوبي به هم توجه كنند از راههاي گوناگون به حل مسئله واحدي مي‌پردازند و اگر اين عمل را بعدها ادامه دهيد دانش‌آموزان راههاي متعدد ديگري را براي حل مسئله ارائه خواهند داد.

 

5 فوايد و زيانهاي نمرات گروهي

5


در ارتباط با نمرات گروهي چندين متغير را بايد مورد توجه قرار داد ؛ نمرات گروهي به دنبال اهداف گروهي مي‌آيند و حاوي يك پيام قوي از اتكاي متقابل مي‌باشند . دانش آموزاني كه در روش همياري مهارت دارند بر نمرات گروهي بيشتر تأكيد مي كنند چون معتقدند كه هر فرد با نبوغ خود در فعاليت شركت داشته و هيچ راهي به غير از نمرة مشترك جهت طبقه بندي آنها نمي‌باشد. معلميني كه تازه با همياري آشنا شده اند قبل از آنكه آمادگي لازم براي دفاع از آن را داشته باشند ، مورد سؤال قرار مي گيرند كه آيا از نمرات گروهي استفاده بكنند يا نه ؟ پس توصيه مي‌شود تازه كارها در موارد جدي نمرات گروهي را لحاظ نكنند و در عوض تستها و پروژه هايي آماده كنند و از دانش آموزان امتحان بگيرند يا از آنهابخواهند كه از پروژة جداگانه دفاع كنند اين عمل روش بدي به نظر نمي رسد چرا كه مسئوليت پذيري خود قسمتي از همياري است يعني يادگيري در گروه و ارائه دادن آن به تنهايي به عبارت ديگر افراد تازه كار نمرات گروهي را زماني به كار مي برند كه مناسب تر باشند و براي توضيح آنها به اعضاء مشكلي نداشته باشند.  شايد بهترين سيستم تلفيق نمرات پروژه هاي گروهي و تستهاي فردي باشد. اين عمل نمرات ممتاز را چندان تغيير نمي دهد اما تعداد نمرات رتبه دوم و سوم را افزايش مي دهد و تقريباٌ هيچ كس در رتبة پايين باقي نمي ماند.

 

6 طرز برخورد با دانش آموزان مشكل ساز

يكي از رايج ترين سؤالات در طرح همياري هميشه با اين عبارت شروع مي‌شود كه (دانش آموزان مشكل ساز  ... ) عده‌اي كه اين سؤال را طرح كرده اند در جستجوي معجزه اي هستند كه طرح همياري واقعاٌ اين چنين نيست . البته اين بدان مفهوم نيست كه دانش‌آموز بي قرار از طريق همياري ساكت يا آرام گردد . خواسته يا ناخواسته درهر گروه دانش آموز ناآرام خواهيم داشت . البته به اين نكته بايد توجه داشت كه در رسيدگي به مسائل دانش آموزان ، اعضاي گروه بهتر از هر بزرگسالي انجام وظيفه مي‌كنند و نتيجة بهتري نيز خواهد داشت.

بچه هاي مشكل ساز به چند گروه تقسيم مي شوند : 1 – بي انگيزه 2 – مستبد 3 – كم حرف 4 – لجباز . دانش آموزاني كه رفتار بي ادبانه نسبت به ديگر اعضا گروه دارند بدترين گروه دانش آموزان مشكل ساز هستند. در حقيقت دو دانش آموز مشكل ساز داراي خصوصيات رفتاري يكساني نيستند و براي جلب توجه او به رفتاري مناسب و موفقيت وي در تحصيل لازم است رفتار او در عمل و برخوردهاي وي با دبيري كه هر روز نظاره گر اين گونه رفتارهاست مورد مطالعه قرار گيرد.

6


دبيراني كه از روش همياري بهره مي گيرند همواره در ناكاميها و موفقيتهاي اين گونه دانش آموزان سهيم هستند . غلبه بر مشكلات دانش آموز و بازگشت او به گروه به مراتب از موفقيت انفرادي او در كارهاي تحصيلي لذت بخش تر خواهد بود. براي كار در مقابل دانش آموزان مشكل ساز راه حلهاي متفاوتي وجود دارد كه البته نمي توان آن را براي تمامي دانش‌ آموزان مشكل ساز تعميم داد ؛ به منظور غلبه بر مشكلات معلم نيازمند است حضور داشته باشد، مشاهده كند و مصاحبه انجام دهد و براي رفع مشكلات اين گونه دانش آموزان راه حلهايي بيابد.

 

 

7 راهكارهاي موفق در طرح همياري براي دانش آموزان مشكل ساز

1 – همزمان با تشويق دانش آموز موفق گروه ، به دانش آموز مشكل ساز همان گروه توجه شود.

2 – گاهي لطمه‌اي كه دانش آموز به كار گروهي وارد مي كند بحدي است كه مجبوريم او را از گروه جدا ساخته زيرا كه مانع پيشرفت فعاليت گروهي شده است (به علت رفتار منفي‌اش) و از او مي خواهيم كه تكاليف خود را به تنهايي انجام دهد. جداسازي اين پيام را در بردارد كه در زمان مناسب به  گروه برمي‌گردد (معمولاٌ جلسه بعد) و بايستي عضو فعال گروه باشد . جداسازي دانش آموز به طور كامل از كار گروهي به معناي عدم پيشرفت مهارتهاي لازم جهت يك ارتباط مؤثر در آينده بوده و در نهايت اعضاي ديگر گروه بر او تسلط ندارند. مرحله جداسازي ممكن است چندين بار در طول يك ترم يا سال در مورد تعدادي از دانش آموزان تكرار شود.

7


3 – به اين منظور كه دانش آموزان بدانند هميشه در قيد وبند دانش آموزان مشكل ساز نيستند ، تغيير اعضاي گروه و برنامه صورت مي گيرد تا همه بدانند كه نوبتشان فرا مي‌رسد. گاهي اوقات يك گروه يا دانش آموز خاصي جهت غلبه بر دانش آموز مشكل ساز راه حلي را مي يابد به اين منظور كه عضو فعال گروه باشد. البته تشويق دانش آموز مشكل ساز توسط اعضاي گروه الزامي است.

4 – حل بعضي از مسائل و مشكلات در كلاس درس امكان پذير است بدين منظور مي توان 5 تا 10 دقيقة ابتداي هر جلسه را به اين امر اختصاص داد و از سؤالاتي نظير اين «اگر يكي از اعضاي گروه شما ….. چه كار مي كنيد؟» استفاده كرد. در اين خصوص اعضاي گروه راه حلهايي را پيشنهاد مي كنند كه از ميان آنها بهترين راه حل انتخاب ميشود و پس از ليست كردن راه حلهاي پيشنهادي ، گروه كاري را جهت انجام دارد. پرواضح است كه هميشه بهترين راه حلها از سوي دانش آموزاني است ، كه خودشان رفتار منفي دارند و دانش آموزان پرمدعي بهترين راه حل را براي تربيت خود ارائه مي دهند.

5 – نشست با دانش آموز به طور خصوصي براي حل مشكل روند مناسبي است . با در دست داشتن داده هاي معين مي توان بحث را به سوي حل مشكل سوق داد. يكي از سؤالات خوب اين است كه«تحت چه شرايطي موافق كار گروهي هستيد» در اين مورد دانش آموزان راه حلهايي پيشنهاد مي كنند كه به سادگي قابل انجام هستند. در اين صورت شما يك قرارداد محرمانه با دانش آموز داريد كه اين قرارداد به اعضاي ديگر گروه كمك مي كند تا در چهارچوب قرارداد انجام وظيفه كند.

8


6 – يكي از معضلات دانش آموزان مشكل ساز پذيرش اوليه او از سوي اعضا ديگر گروه است . اضطراب و تمسخر از سوي دانش آموزان ديگر شرايط بدي را براي گروه بوجود مي آورد. دبيران مي توانند با دادن امتيازاتي به دانش آموز مشكل ساز او را به جمع اعضاء گروه بياورند در اين صورت مشكل دانش آموز بايد صادقانه براي گروه مشخص شود. در صورتي كه دبير با توجه به شرايط موجود نتواند مشكل را در جمع مطرح كند بايد به طور پنهاني مشكل بررسي شود.

7 – در زمينه مسائل حاد بايد از متخصصين و صاحب نظران استفاده شود تا راه حل خاصي در نظرگرفته شود. دانش آموزان به افرادي نياز دارند تا در گروه رفتار مناسب را به آنها گوشزد كند.

با جداسازي ، افراد مهارتهاي شخصي و دروني را فرا نمي‌گيرند و چنانچه اين روند به مدت طولاني ادامه يابد ، فرهنگ متضادي در آنها شكل مي گيرد. مهمترين توصيه اين است كه براي حل مشكل دانش آموز بيشتر تلاش كنيم و به رفتارهاي مناسب او بيشتر اعتماد كنيم زيرا او در كار گروهي بسيار باهوش تر عمل خواهد كرد.

 

8 يادگيري از طريق همياري و دانش‌آموزان ممتاز گروهها

يكي از سؤالاتي كه مطرح مي شود اين است كه وضعيت دانش آموزان ممتاز در گروه همياري چه خواهد بود ؟ چنين احساس مي شود كه اعضاي ديگر گروه كه از توانايي كمتري برخوردارند از وجود او در گروهشان سود خواهند برد. حقيقت اين است كه كار درگروه ناهمگن براي شاگردان ممتاز دو مزيت در بردارد :

9


 الف ) هنگامي كه آنها مطلبي را براي ديگران توضيح مي دهند ، خصوصاٌ زماني كه فعاليت نيازمند دقت بيشتري است ، آنها مطلب را با عمق بيشتر يادگرفته و مدت زماني طولاني‌تر آنرا بياد خواهند داشت . اين پديده«مرور شناختي» ناميده مي‌شود . معلمين بر اين امر واقفند تا واقعاٌ مطلبي را درك نكرده باشند ، نمي‌توانند آنرا آموزش دهند.

ب ) دومين مزيت درك مثبت اعضاي گروه از افراد ممتاز است ، آنها مغز گروه محسوب مي شوند و در كار گروهي در ميان اعضاي تيم بعنوان عضو ارزشمند گروه به حساب مي آيند. وحدت اجتماعي و تشويق فرد ممتاز به مراتب رفتار مناسب تري نسبت به انزوا و رقابت منفي محسوب مي شود. در نظر داشته باشيد كه تمام وقت شما صرف گروههاي همياري نخواهد شد (دانش آموزان به صورت فردي هم كار خواهند كرد.) و گاهي بد نيست كه دانش آموزان ممتاز را در يك گروه همياري قرار دهيم تا انديشه خود را وسعت بخشند. كلاسهاي انعطاف پذير كه در آنها دانش آموزان گروههاي متفاوتي را تشكيل مي دهند و اغلب جداگانه فعاليت مي كنند نيز مي‌توانند ايده آل باشند.

 

 

9 نقائص همياري

10


پيداكردن اطلاعاتي كه نشان دهنده نقائص روش همياري در مقام مقايسه با روش فردي باشد بسيار مشكل است. اگر اين روش به درستي مورد استفاده قرار نگيرد مشكلاتي به وجود خواهد آمد. يعني اگر فقط دانش آموزان را به گروههايي تقسيم كنيم و به صورت غلط روش همياري استفاده شود . اما زماني كه درست سازماندهي شود تقريباٌ در همة موارد از يادگيري فردي بهتر مي باشد. در اينجا به ذكر چند مورد مي پردازيم كه بر اساس شنيده ها مي باشد نه بر اساس اطلاعات .

1 – به زمان بيشتري نسبت به روش فردي احتياج دارد و بنابراين نمي توان از عهدة مطالب زيادي برآمد (احتمالاٌ اين نقيصه در ابتدا كه معلم و شاگرد با آن آشنا نيستند درست باشد. اما پس از مدتي برطرف خواهد شد.)

2 – برنامة درسي بر اساس كار فردي تنظيم شده است پس شما مجبوريد آنرا تعبير و تفسير كنيد.

3 – مديران درك خوبي از روش يادگيري فعال ندارند‌، پس آنرا ناچيز مي‌شمرند.

4 – نمي توان گفت كه عمده فعاليت بر عهده كيست ؟ (يك درك رقابتي كه ممكن است مشكل به نظر برسد اگر كنترل هدفداري از گروه به عمل نيايد و سئوالات فردي به همراه آن نباشد. )

5 – دانش آموزان كم مهارت نمي توانند بطور موفقيت آميزي با هم كار كنند . (اين ممكن است حقيقت داشته باشد اما نيمي از دليل استفاده از همياري تدريس مهارتهاي همياري به دانش آموزان است تا بتوانند بصورت مثمرثمري با هم كار كنند.)

6 – دانش آموزان زرنگ كنار گذاشته مي شوند (البته تحقيق اين عقيده را حمايت نمي كند.)

صاحب نظران به غير از اينكه اين روش ممكن است وقت بيشتري را بگيرد به بقيه موارد اعتقادي ندارند. شايد اين عقيده به نظر خوب برسد كه:

 به‌معلمين توصيه كنيم كه به كيفيت بيشتر از كميت بيانديشند.

11


 

 

 

­­­

همكاران اين شماره :

محسن كارگر – مرتضي احمدي – علي طوفان – فرخنده پور حميدي