رقابت یا رفاقت در کلاس
ایجاد رقابت در میان دانش اموزان و مقایسه انها با یدیگر موجب حسادت , احساس حقارت وتضعیف عزت نفس و شوق یاد گیری میشود
یک فرد رقابت جو تا زمانی رقابت را تحمل می کند که برنده باشد در جامعه کنونی فردی که با رقابت سروکار ندارد بهتر می تواند خود را حفظ کند زیرا او هرگز نمی اندیشد که دیگران در چه حالی هستند بلکه بیشتر متوجه خود و اعمال فردی اش است . رقابت حس دشمنی بالقوه ای را بین افراد و حتی میان اعضای خانواده موجب می شود .
چرا باید از رقابت در کلاس دوری جست ؟
بسیاری از والدین توقع دارند در مدارس جوی ایجاد شود که کودکان با یکدیگر رقابت کنند . آنها اعتقاد دارند که رقابت در مدرسه فرزندان آنها را برای ورود به دنیای پر رقابت آینده آماده می کند .
این دسته از والدین متوجه نیستند که رقابت برای کسب یک نمره، رتبه یا جایزه چگونه عملا" کلاس را به دو گروه تقسیم می کند.گروه اول که تعداد کمی از شاگردان جز آن هستند به مرور می آموزند که از اهمیت بیشتری برخوردارند و احساس تشخص کنند و در مقابل آنها، اکثر شاگردان که معمولا" ضعیف هستند آموخته اند که همیشه حقیر بشوند و احساس حقارت کنند .
در چنین مدرسه ایی تمایل به همکاری وجود ندارد و کودکان به ارزش های وجودی و انسانی اقدام نخواهند گذاشت آن ها موقعیت ها را درک نخاهند کرد و تمایلات سالم و سازنده را برای همکاری و کمک به دیگران نخواهد آموخت .
زیرا این افراد خود را جزو گروهی نمی دانند و فلسفه کلی آنها این است که «اگر نمی توانی همانند دیگران باشی نابودشان کن » رقابت تنها برای آن گروه از کودکان که توانایی هایی بیش از حد معمول دارند، یک تجربه مثبت به شمار می رود .برای اکثر کودکان ایجاد رقابت دلسرد کننده ترین روش برای تحریک و بر انگیختگی در یادگیری است . آنها به جای پیشرفت رد تحصیل در جا می زنند و تسلیم می شوند، تا زمانی که رقابت و رقابت جویی در کلاس وجود داشته باشد، کودک انرژی خود را بیهوده و به خاطر فکر کردن در مورد برد یا باخت صرف می کند و هدر می رود .در حالی کهاین انرژی می تواند صرف کار مثبت شود .
یک فرد رقابت جو در طول دوره یادگیری ، انسانی شرطی می شود.فعالیتها را مستقیما" با موفقیت هایش در ارتباط است در صورت شکست روحیه خود را از دست می دهد و دیگران را محکوم و سرزنش می کند و یک بار دیگر نیروی با ارزشی که می توانست در پرورش توانایی های خود موثر باشد هدر می رود.
فردی که تمایل به رقابت ندارد ، بهتر از فرد رقابت جو در اجتماع عمل می کند زیرا او نگران اعمال دیگران نیست و تنها متوجه اعمال خودش است در نتیجه نه به عنوان یک رقیب بلکه به عنوان یک انسان، آزادانه به دوست ، همسایه و همنوعش توجه خواهد کرد برای او واژه های چون و غرب، پست – تعصب و عدم مقبولیت معنا ندارد زیرا او دائما" خود را محترم می شمارد و قادر است که با دیگران براساس احترام متقابل ارتباط برقرار کند چنین انسانی شجاعت پذیرش عیوب و نقایص خود را دارد.
با ایجاد رقابت ما قادر نخواهیم بود در بلند مدت کودک را بع یادگیری یا رفتار صحیح مجبور کنیم اما اگر تدریس از طریق دموکراتیک و روشهای همیاری انجام پذیرد همکاری او ر ا افزایش می دهیم و برای مدت طولانی تری خواهیم توانست بر او اثر مثبت داشته باشیم .